گروه معماری منش
گروه آموزشی و پژوهشی معمارمنش | ArchManesh Department of Education and Research search people shopping_cart

معماری بعد از مدرن؛ سبک پرش کیهانی

نویسنده شیما غلامی سه شنبه, 30 شهریور 1395. معماری معاصر غرب

معماران سبک دیکانستراکشن که در اوایل دهه نود میلادی به سمت مکتب فولدینگ گرایش پیدا کردند، بر این نظریه نیز خود را پایبند ندیدند. در حال حاضر این معماران به دنبال ارائه شکل کالبدی از مفروضات و شناخت انسان از خود و محیط پیرامون خود می باشند. آن ها معتقدند که این شناخت تنها با اتکا به علم و فلسفه صورت می گیرد. معمار جهت حفظ حضور خود در ورطه تمدن امروز جهان، باید با علم و فلسفه روز آشنایی کامل داشته باشد و قادر باشد محیط مصنوع را با استفاده از موارد فوق به صورتی خلاق و هنری نشان دهد.

لذا تحولاتی که در فیزیک ذرات بینادین، نجوم، ژنتیک، ریاضی، تکامل، فضا و زمان در سنوات اخیر رخ داده، موضوع مکتب معماری پرش کیهانی قرار گرفته است.

آلبرت اینشتین در اوایل قرن اخیر با معرفی نظریه نسبیت، جهان مکانیکی نیوتون را که در آن فضا و زمان مطلق بود در هم شکست. بر اساس این نظریه، جهان ما از بی نهایت قاب های فضا، زمان که به ناظر مشخص بستگی دارد تشکیل شده است. ورنر هایزنبرگ فیزیکدان آلمانی، اصل عدم قطعیت را در فیزیک کوانتوم معرفی کرد. بر اساس این اصل، امکان مشخص کردن مکان و نیروی حرکت آنی یک ذره بنیادین (همانند الکترون) وجود ندارد.
با مطرح شدن این مباحث در نیمه اول قرن بیستم، جهان مکانیکی قرن نوزدهم به یک جهان ارگانیک تبدیل شد که در آن فضا ـ زمان و اجسام به صورت متحول، فعال، سیال، درگیر با یکدیگر و در ارتباط غیر خطی هستند.

در جهان ژنتیک نیز تغییرات شگرفی در طی سنوات اخیر رخ داده است. پس از کشف DNA در اواخر دهه پنجاه میلادی نظر بر این بود که DNA اطلاعات ژنتیکی را به صورت یک سویه از طریق RNA به پروتئین ها انتقال می دهد. ولی این انتقال خطی در حال حاضر رد شده است.
لذا دانشمندان جهت تبیین جهان امروز دیگر اتکا به علوم قرن نوزده و قطعیت جهان بینی ریاضی گون مدرن ندارند، بلکه مباحثی همچون آشفتگی، هندسه نااقلیدسی، نظریه پیچیدگی و فیزیک غیر خطی - جهانی متفاوت از گذشته در مقابل انسان پست مدرن گشوده است.

1- نظریه آشفتگی

ادوارد لارنز استاد علوم هواشناسی، نظریه آشفتگی را در دهه هفتاد میلادی مطرح کرد. وی در سال 1972 مقاله ای به نام "آیا حرکت بال پروانه در برزیل باعث به وجود آمدن گردبادهای عظیم در تگزاس می شود؟" را منتشر نمود. این مقاله به نام اثر پروانه شهرت یافت. بر اساس این نظریه اتفاقات کوچک موجب رخ دادن اتفاقات بزرگ می شود. به نظر لارنز به دلیل وجود آشفتگی تغییرات آب و هوایی را نمی توان پیش بینی کرد و همیشه این پیش بینی ها تقریبی است.
آشفتگی نحوه مشاهده جهان توسط دانشمندان را تغییر داده است. این چشم انداز هندسه و دروازه این هندسه، رایانه است.

قوانین بی نظمی استثنا نیست بلکه جهانی است. تشبیه نیوتونی از این جهان به عنوان یک سیستم مکانیکی قابل پیش بینی دیگر صحیح نیست. بر اساس علوم تشبیه این جهان به یک ابر در حال تحول صحیح تر است.

آشفتگی مملو از هیولاهای ریاضی دنیایی که در آن نظم و بی نظمی تا ابد در هم آمیخته اند و محل تولد و خانه علوم جدید است. آشفتگی، نظم و قاعده را در یک موضوع در هم می آمیزد.

2- هندسه نااقلیدسی، فراکتال

واژه فراکتال مشتق از واژه لاتینی فراکتوس به معنی سنگی که به شکل نامنظم شکسته و خرد شده است برای اولین بار توسط بنوت مندل بروت مطرح شد. فراکتال ها شکل هایی هستند که بر خلاف شکل های هندسه اقلیدسی به هیچ وجه منظم نیستند. این شکل ها اولا سرتاسر نامنظم اند، ثانیا میزان بی نظمی آن ها در همه مقیاس ها یکسان است.

با ملاحظه اشکال موجود در طبیعت مشخص می شود که هندسه اقلیدسی قادر به تبیین و تشریح اشکال پیچیده و ظاهرا بی نظم طبیعی نیست. جسم فراکتال از دور و نزدیک یکسان دیده می شود، به تعبیر دیگر خود متشابه است. وقتی که به یک جسم فراکتال نزدیک می شویم می بینیم که تکه های کوچکی از آن که از دور همچون دانه های بی شکلی به نظر می رسید به صورت جسم مشخصی در می آید که شکلش کم و بیش مثل همان شکلی است که از دور دیده می شود.

بخش کوچکی از یک درخت که شاخه آن باشد شباهت به کل درخت دارد. این مثال را می توان در مورد ابرها، گل کلم، صاعقه و سایر اجسام فراکتال عنوان نمود. بسیاری از عناصر مصنوع دست بشر نیز به صورت فراکتال می باشند.

3- نظریه پیچیدگی

چارلز جنکز براساس یافته های جدید علمی در مورد سیر تکوین کیهان و تطور غیر خطی آن، کتابی به نام معماری پرش کیهانی منتشر کرد. جنکز در این کتاب به تشریح نحوه تکوین کیهان به زبان ساده پرداخت و بیان داشت که جهان به صورت خطی و یکسویه گسترش و تکامل نیافته، بلکه این تکامل به صورت گسترش خطی و سپس رسیدن به مرز بحران و آشفتگی و در نهایت پرش به شرایطی کاملا متفاوت با گذشته صورت گرفته است.

لذا در یک کیهان زنده و ارگانیک، ارگانیسم ها و پدیده های مختلف خلق می شوند و در یک گسترش خطی به مرز آشفتگی می رسند و در نهایت به ارگانیسم یا پدیده ای متفاوت با حالت قبل پرش می کنند. در این مورد می توان پروسه دگردیسی در پروانه ها و حشرات را مثال زد.

به طور کلی در کیهان، گسترش و پیدایش به صورت مستمر و در یک مسیر خطی صورت نمی گیرد؛ بلکه به صورت غیر خطی و پرشی انجام می شود. بدین معنی که گسترش در هر مرحله، نهایتا به نقطه بحران و آشفتگی و متلاشی شدن نظم آن ختم می شود. در این نقطه یک پرش ایجاد می شود و شرایط و نظم مرحله جدید متفاوت از مرحله قبل است. در هر مرحله پیش بینی دقیق مرحله بعدی امکان ندارد، زیرا موارد بسیار جزیی می تواند تغییرات بسیار مهم در مرحله بعدی ایجاد کند.

4- معماری پرش کیهانی

 از نظر چارلز جنکز معماری باید معلول باشد، معلول دیدگاه انسان از خود و از جهان پیرامون خود، معماری امروز باید معلول شرایط امروز باشد؛ معلول علم، تکنولوژی و فلسفه کنونی. به عقیده جنکز در جهان کنونی، فرم تابع دیدگاه جهانی باید باشد.

معمارانی همچون پیتر آیزنمن، فرانک گهری و دانیال لیبسکیند روند پیدایش، تطور و تکامل را در طرح های معماری خود پیاده کرده اند. در ساختمان های آن ها روند طراحی و پیدایش مشابه همان صورتی انجام می پذیرد که در مقیاس بزرگتر یعنی کیهان اتفاق می افتد.

4-1- موزه گوگنهایم بیلبائو

یکی از ساختمان های جالب توجه که در این سبک ساخته شده، طرح فرانک گهری برای موزه گوگنهایم در شهر بیلبائو است. بندر بیلبائو، بزرگترین شهر منطقه جدایی طلب باسک در شمال اسپانیا است. در این منطقه، همواره خشونت ها و درگیری های جدایی طلبانه باعث نمایش چهره ای خشن از آن شده است. ولی با افتتاح موزه گوگنهایم در اکتبر 1997 توجه هنرمندان و هنر دوستان سراسر جهان، به شهر بیلبائو به عنوان یک شهر هنرپرور جلب شد.

جنکز از ساختمان موزه گوگنهایم به عنوان یکی از سه ساختمان مهم سبک معماری پیدایش کیهانی نام برده و معتقد است بسیاری از مبانی این سبک در این ساختمان پیاده شده است.

پلان ساختمان به صورت گلی است در حال باز شدن و شکوفا شدن. احجام سه بعدی منحنی شکل که با ورق های فلزی تیتانیوم پوشیده شده، همچون گلبرگ های یک گل از مرکز ساختمان به سمت محیط خارج آن گسترش یافته اند. در ساختمان موزه گوگنهایم، معماری امواج، چرخش، استمرار نرم و مشابهت خودی با استادی تمام و به صورت خلاقانه ای طراحی شده است.

  

گهری در طرح خود از فن آوری رایانه استفاده کرده. بدین منظور وی از نرم افزار کاتیا که در طراحی هواپیماهای جنگنده میراژ فرانسوی بوده، استفاده کرده است. تیرها و ستون های فلزی و سطوح و احجام مختلف با استفاده از این نرم افزار به صورت دقیق طراحی شده است. در این ساختمان، سازه تابع فرم است.

یکی از ایراد هایی که جنکز به این ساختمان گرفته، یک اندازه بودن صفحات تیتانیوم بر روی سطوح با انحنا متفاوت ساختمان است. در صورتی که جنکز معتقد است همانند فلس های مشابه با ابعاد مختلف بر روی سطح منحنی وار بدن ماهی این صفحات نیز می بایست بر روی سطوح متغیر ساختمان، ابعاد متفاوتی داشته باشد. گهری این موضوع را در ساختمان های بعدی خود رعایت کرده است.

طرح های اخیر گهری مانند موزه جدید گوگنهایم در نیویورک، دانشکده مدیریت در دانشگاه کیس وسترن در کلیولند، تالار کنسرت والت دیسنی در لس آنجلس، خانه چیات در کلرادور، موزه هنر مدرن سامسونگ در سئول و بسیاری دیگر، همانند موزه بیلبائو، جملگی نمایشی از هندسه فراکتال،علم پیچیدگی و آشفتگی و معماری شدن به جای معماری بودن است.

  

چارلز جنکز به این سبک نام معماری پیدایش کیهانی داده است. اگر چه وی از این سبک به نام های معماری پرش کیهانی و معماری غیر خطی نیز نام می برد. معماری غیر خطی، کوژ و کج و انحنادار که امروزه توسعه و رشد می یابد، متأثر از دیدگاه های فیزیک امروز است که جهان را با موج و اجزا ذرات می شناسد.

جنکز ضوابط این معماری را در هشت مورد زیر جمع بندی کرده است:

1.ساختمان مجاور طبیعت با استفاده از گفتمان طبیعی

فرم های طبیعی ما را از یک سو با کیهان و از سوی دیگر با جهان اطلاعات و ارتباطات همگون می سازد. لذا طراحی باید با توجه به هر دو مورد صورت گیرد. طراحی با پیچ و تاب خوردن، تاشدن، امواج و مشابهت خودی، جایگزین تکرار جزء به جزء شود.

2.نمایش مبدا کیهانی، سازماندهی خودی، ظاهرشدن و پرش به یک سطح بالاتر یا پایین تر

سمت اصولی تکامل (تطور) به سوی پیچیدگی بیشتر است. ولی این از راه پروسه دوگانه توسعه کند و تغییرات فاجعه آمیز، استمرار و پرش، تغییرات آهسته و دگردیسی پروانه وار صورت می گیرد. داستان کیهان اصولا غیر قابل پیش بینی و شگفت انگیز است. در نتیجه معماری می تواند این توازن های متفاوت را جلوه گر کند. این کار را می توان از طریق استمرار نرم و مجاورت عناصر متناقص انجام داد.

3.عمق سازماندهی، چند ظرفیتی، پیچیدگی و مرز آشفتگی

تکامل؛ جانداران، ذهن و ماشین را به مرز آشفتگی سوق می دهد و این پرثمرترین مکان برای قرارگیری است. یک نظم ساده خسته کننده است و ساختمانی که بیش از حد به هم مرتبط است بسیار پیچیده است. بنابراین باید یک ارتباط والاتری را در نظر گرفت.

4.تجلیل از گوناگونی، تنوع، دگرگونی، خصوصا از سیستم های تشدید کننده تباین

از آنجایی که بیشتر متفاوت است، زمانی که سیستمی از نظر اندازه، انرژی و اطلاعات رشد می کند، شروع به پرش می نماید. در این زمان فرصت و امکان برای تغییر هست. به دلیل آن که جهان نمی تواند حرکت بعدی خود را پیش بینی کند، تنها سیاست منطقی این است که گوناگونی تا حد امکان وجود داشته باشد. گوناگونی باعث به وجود آمدن کشش و تضاد می شود، ولی برای تکامل مستمر این هزینه اندک باید صرف شود.

5. ایجاد گوناگونی از طریق روش های تکه چسبانی (کولاژ)، خوشه چینی انقلابی و روی هم قرار دادن

تعادل سن و عمق توسط استفاده نمودن از معماران مختلف در طرح یک خانه با یک شهر ممکن است. یا استفاده از روش هایی که به گوناگونی منتهی شود. مجاورهم و یا روی هم قرار دادن سیستم های مختلف، بهتر از روش حداقل گرایی یا حذف نمودن گوناگونی است.

6.تصدیق زمان و برنامه اجباری آن که شامل ضرورت شناخت چرخه طبیعی و کثرت گرایی سیاسی است

این حقیقت به سمت گزینه های مختلف سبز (طبیعت ) و سبک های محلی که ساختمان را به زمان، مکان و ساختار مشخص ارتباط می دهد، سوق پیدا می کند. معماری ممکن است دارای قدرتی برای تغییر دادن این شرایط به طور مستقیم نباشد، ولی مانند هر تمرین فرهنگی، می تواند آگاهی در مورد شرایط را توسط نمادها و پیشنهاد تدریجی گزینه ها تغییر دهد.

7.بیان این موضوعات به صورت نشانه های دوگانه یعنی نشانه های زیبایی و نشانه های ایده ها

موضوع و برنامه بسیاری از ساختمان ها پیچیده است و به جواب های چندگانه متناقض درباره تاریخ، شهر، عملکردهای مختلف و سلیقه های متفاوت نیاز دارد. معماری به عنوان یک زبان عمومی محیط اطراف انسان باید نمادهای مشترک را قبول کند و این بدان معنی است که این زبان هم باید منطقه ای و هم پیدایش کیهانی باشد.

8.توجه به علم، خصوصا علم معاصر در مورد مباحث نشانه های کیهانی

جهت گذار از مسایل جزیی کنونی، تصویر خدایگون انسان و مد و کسب مجدد قدرتی که تمامی معماری والا داشته است، باید به قوانین متعالی که علم کشف می کند توجه کرد. به طور اساسی، محتوای مشترک معماری در این قوانین قرار دارد: مسایلی مانند اهمیت حرکت موج دار که نقش اساسی برای تفکر، وجود ما، جهان کوانتوم و احتمالا واقعیت نهایی ابرنخ دارد.

اگر چه محتوای صحیح مانند تفکر صحیح کافی نیست، یک معماری پیدایش کیهانی باید خیال را هم به حرکت در آورد. باید روند خلاق را بزرگ کند وگرنه هیچ چیز نیست. وظیفه والای معماری این است که قوانین را نمایش دهد و معلول باشد.

نکته حائز اهمیت این که معماران سبک پیدایش کیهانی به احتمال قریب به یقین در چارچوب ضوابط کنونی شناخت انسان از خود و جهان پیرامون نیز مکث نخواهند کرد. آن ها طرح های خود را با پدیده های جدید در علم و فلسفه در هر مرحله وفق خواهند داد.

نظر دهید

شما به عنوان مهمان نظر ارسال میکنید.

×
×

No products in the cart.